زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

دلنوشته های تنهایی های من

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد | minnesota

امیلی aanniii
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد دلنوشته های تنهایی های من

اگه این زندگی باشه، اگه این سهمم از دنیا است، من از مردن هراسم نیست....یه حسی دارم این روزا که گاهی با خودم میگم شاید مُردم حواسم نیست....

پ ن : وبلاگ منم یک مطلقه خواهم شد... رستا جون دوست داشتم می دیدمت پیج قبلی من نوشتم دلت شاد لبت خندان مرسی عزیزم ممنون واسه حرف های قشنگی که به من زدی امید دادن بعد تاریکی نور هست تحت تاثیر فرار گرفتم عزیزمی پیجت فعال نیست می گفتی نمی خوام دل بشکونم حواست به من هست ای خدا

پ ن : اره ........ گاهی باید خود را برداشت و برد...


برچسب‌ها: دلنوشته , رستا , manotalagh , sanfransisco

تاريخ : پنجشنبه هشتم آذر ۱۴۰۳ | 23:14 | نویسنده : امیلی aanniii |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.